|
(با عرض سلام وقت بخیر خدمت تمامی طرفداران وبلایگ دو عاشق مهربون محمد+بسم)
خبر جدید..... به دلایلی که حجم وبلایگ زیاد شده بود و دوستان وقتی وارد وبلایگ میشدند تا آپلود شدن وبلایگ به مشکل بر میخوردن تصمیم گرفته شد که وبلایگی در ادمه همین وبلایگ طراحی شود... آدرس جدید وبلایگ دو عاشق مهربونwww.mehraboon2.blogfa.com میباشد. شما دوستان عزیز میتوانید مطالب جدید ما رو از حالا به بعد در وبلایگ دوم ببیند.. از تمامی کسانی که ما رو همراهی کردند و با نظرات با ارزش خودشون ما رو تشویق به هدایت بهتر این وبلایگ کردند سپاس فروان داریم... مدیریت وبلایگ: دو عاشق مهربون محمد+تبسم + نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 13:39 توسط محمد+تبسم |
تقدیم به عشقم محمد
وقتي مي گويم دوستت دارم + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 0:16 توسط محمد+تبسم |
من اگر اشک به دادم نرسد
مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود من در اين خلوت خاموش سکوت اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم تک و تنها مي شکنم به خدا مي شکنم + نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387 20:8 توسط محمد+تبسم |
*محمد+تبسم* دو عاشق مهربون* + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 1:53 توسط محمد+تبسم |
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 0:39 توسط محمد+تبسم |
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 21:49 توسط محمد+تبسم |
* بیا هم آرزو شویم* به دل نشین و به لبها نوش داریم دلی سر کش لبی خاموش داریم لبت گر خنده را آغاز کرده دلت آهنگ دیگر ساز کرده به چشم خویش سیل اشک داریم حباب خنده بر آن میگذاریم زبان باید با دل ساز گردد دوباره عشق باید باز گردد مبادا آنچه در دل ساز کردی نباشد آنچه در دل آرزو کردی مبادا بر لبانت خنده باشد دلت از کیفر ها آکنده باشد جهان گردد به اخلاق تو مایل زبانت گر شود آینه دل اگر دل با زبان ساز باشد در رحمت بر رویت باز شود من اینجا با تو این راز گویم حدیث دوستی را باز گویم بیا هر چه در سینه داریم ز درد دل هر آنچه کینه داریم بیا تا سینه را پاک سازیم گلستان هر کجایی خاک سازیم بیا و عشق را نور صبر کن بیا مهر و وفا را بیشتر کن دا خود رابا زبان همکار سازیم بیا بیگانه ها را یار سازیم مخوان بیگانه دیگر آشنا را ز دلها واکنیم عقیده ها را بیا یک دل کنار هم نشینیم به حل وفصل کار هم نشینیم بیا با عشق بال پر کشانیم به شادی ما درد دیگر گشاییم بیا آغوش خود را باز کن ز قطره ها دریا کن................ تـــــــــبـــــــســـــــــــم عــــشــــق مـــــن + نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 1:52 توسط محمد+تبسم |
نامم را مادر انتخاب کرد ! نام خانوادگی را یکی از اجدادم ! دیگر بس است ! راهم را خود انتخاب خواهم کرد ...
چنان از زندگي سرد و دلگيرم كه روزي مرگ خود را جشن گيرم + نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 1:16 توسط محمد+تبسم |
بیا ای آشنا آخر بهاری میشود پیدا فروغی در دل شبهای تار میشود پیدا گر باران نمی بارد ز ابر رحمت امشب چو فجر صادق آید چشمه ساری پیدا مشو غمگین ز نای بوم وحشی در دل شبها که از کوی محبت شبشکاری میشود پیدا گل نسیم در گلشن یاران خود ما ز خشم ما بیایی خسم ساری میشود پیدا دلم از موج میلرزد بر روی سینه دریا ببین ای همسفر کم کم کناری میشود پیدا اگر خشکیده شده تخم محبت در دل صحرا درون سینه ای ما یادگاری میشود پیدا عزیز من از این تنهایت غمگین نشو زیرا ز راه دور امشب تک سواری میشود پیدا + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 21:25 توسط محمد+تبسم |
گل سرخی به من دادی گل زردی به تو دادم! دلت بشکست !! غمی جانکاه در سیمای تو بنشست تو با اشک به من گفتی:مگر من را نمیخواهی؟!! چرا از من جدا گشتی؟!! تو با حسرت مرا دیدی ولی افسوس منظورم را نفهمیدی!! سپس دستان گرمت را بوسیدم.نگاهت کردم و گفتم: توئی تنهاامید جان.توئی همواره مجنونم. مگر جان را توان باشد جدائی از امید جان. گل زردی به تو دادم که وقتی دیگر از من سیر گشتی. اسیر زلف یار دیگری گشتی. به خودت زحمت صد باره نبخشی. این تک گل زرد را به خودم ساده ببخشی.... دوستت دارم مهربونه من محمد + نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 14:59 توسط محمد+تبسم |
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 19:42 توسط محمد+تبسم |
دل دیونه من جز تو کسی نداره بزار پاتو رو چشمام نگن صاحب نداره اگه عشقت نباشه همه وجودم فقیره بمیره هر کی میخاد تو رو از من بگیره تقدیم به یکی یک دونه من: تــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــســـــــــــم + نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 13:35 توسط محمد+تبسم |
به او بگوید دوستش دارم
به او که گل همیشه بهار من است به او که زندگی من است به او که عشق جاودانه من است به او که قلبش به وسعت دریاست به او که صدای پایش را میشنوم به او که لحن کلامش را میشناسم به او که عمق نگاهش را میفهمم...... تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــــم + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 14:46 توسط محمد+تبسم |
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم.... تقدیم به تک تک ستاره شب های بارونی: تـــــــــــــــبـــــــــــــــســـــــــــم + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 13:32 توسط محمد+تبسم |
معبودم سکوتم را
از صداي تنهاييم بدان نميخوانم و نميگويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه باران آموختي ميداني قصه باران قصه شستن غمهاست درون انسانها پر از غم و تنهايي است نگاهم به باران تو افتاد ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم به تو و داشتن تو ميبالم تنهاتر از يک برگ با باد شاديها محجورم درآبهاي سرور آور تابستان آرام ميرانم...... تقدیم به سلطان وفا: تــــــــــــــــبــــــــــــــســـــــــــــم + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 16:39 توسط محمد+تبسم |
در این شهر صدای پای مردمی است
که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا می بافند مردمی که صادقانه دروغ میگویند خدایا من در این شهر احساس بی کسی بسیار دارم...... + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 16:7 توسط محمد+تبسم |
سلام به همه دوستان ............................ این وبلایگ دیشب ساعت۱:۱۸:۵۸به دلایلی حذف کرده بودم که بعد از چند دقیقه بازم تصمیم گرفتم از دوباره درست بکنم من دیشب خیلی کار بدی کردم...هیچ وقت خودمو نمیبخشم از تبسم جون هم که دیشب اذیتش کردم همین جا ازش معذرت خواهی میکنم و امید وار هستم که منو ببخشه تـــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــــم دوستت دارم + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 15:55 توسط محمد+تبسم |
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام... + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 15:41 توسط محمد+تبسم |
پرسيد: به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم بخاطر تو بهش گفتم به خاطر هيچ كس پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد به خاطر تو با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است تــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــم + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 15:29 توسط محمد+تبسم |
تو باراني من باران پرستم
تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم تو هستي من و من نقش تو هستم.. تقدیم به عشقم که به وسعت دریا دوستش دارم:تـــــــــبـــــــــســــم + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 14:59 توسط محمد+تبسم |
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم تــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــم + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 3:51 توسط محمد+تبسم |
عشق يعني خون دل يعني جفا
عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز. تقدیم به عشق واقعی من: تـــــــبـــــســـــم + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 3:49 توسط محمد+تبسم |
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس
چون يه روز به آخرش میرسی دوستت ندارم به اندازي خورشيد چون غروب ميكنه دوستت دارم به اندازي روی ماهت كه هيچوقت خاموش نمیشه تقدیم به عشق همیشه ای من: تـــــــــبـــــــســـــــم + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 3:44 توسط محمد+تبسم |
روی ماهش رو میبوسم میگویم تولد هزاران بار مبارک + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 0:0 توسط محمد+تبسم |
|